دلایل پشت الگوی نمودار پرچم


انس

ترسیم الگوی پیراهن مردانه و نکات مهمی که باید رعایت کنید!

پیراهن یکی از لباس های پر کاربرد در میان آقایان است و هر مردی به طور متوسط در سال ۴ تا ۵ پیراهن خریداری می کند به همین دلیل چون مردان هزینه ی زیادی را صرف خرید پیراهن می کنند تمایل دارند پیراهنی که خریداری می کنند هم پارچه ی مطلوب و با کیفیتی داشته باشد و هم کیفیت دوخت مناسبی داشته باشد. با توجه به تعداد بالای فروش پیراهن در سال بنابراین تقاضا برای دوخت پیراهن نیز بالاست، اگر شما هم جزو افرادی هستید که در حرفه ی خیاطی فعالیت می کند و تصمیم به دوخت پیراهن دارید باید چند نکته را در مورد رسم الگوی پیراهن مردانه بدانید. ما در روچی قصد داریم شما با این نکات در قالب آموزش رسم یک الگوی پیراهن مردانه آشنا کنیم، پس در ادامه ی این آموزش با ما همراه باشید.

موضوعاتی که در این صفحه از روچی میخوانید:

نکات مهم ترسیم الگوی پیراهن مردانه

گام اول: اندازه گیری

اولین گام در رسم الگوی پیراهن مردانه اندازه گیری است، اندازه هایی که برای رسم الگوی پیراهن مردانه نیاز است شامل اندازه های فرعی و اصلی می شود، اندازه های اصلی که برای اندازه گیری نیاز است عبارتند از: قد، دور کمر، دور مچ، دور گردن، قد آستین با سر شانه، دور باسن و دور سینه.

اندازه های فرعی که در رسم الگوی پیراهن مردانه نیاز است عبارتند از: گشادی کف حلقه، تیره ی پشت، قد پیراهن، خط باسن، بلندی بالاتنه جلو پشت، بلندی خط حلقه و اندازه های پیراهن.

نکته ای که در این گام باید به آن توجه داشته باشید این است که اندازه های اصلی اندازه هایی هستند که از طریق اندازه گیری بدست می آیند، در حالی که اندازه های فرعی اندازه هایی هستند که از طریق محاسبات و بر اساس اندازه های اصلی بدست می آیند.

پس نیاز است پس از گرفتن اندازه های اصلی، اندازه های فرعی را با محاسبات بدست آوریم.

خرید الگو برای انواع لباس

گام دوم: شروع رسم الگوی پیراهن مردانه

روی کاغذ الگو نقطه ای در سمت راست و بالای صفحه ی الگو می گذاریم و آن را نقطه را نقطه ی یک می نامیم. سپس به اندازه ی بلندی خط حلقه از نقطه ی یک پایین می آییم و به نقطه ی ۲ می رسیم. در مرحله ی بعدی از نقطه ی یک به اندازه ی بلندی بالاتنه پایین می آییم و به نقطه ی ۳ می رسیم.

بعد از نقطه ی یک به اندازه ی بلندی خط باسن پایین می آییم و به نقطه ی ۴ می رسیم. سپس از نقطه ی ۱ به اندازه ی خط لباس پایین می آییم و به نقطه ی ۵ می رسیم، نقاط به دست آمده یعنی نقاط ۲، ۳، ۴ و ۵ را به سمت چپ گونیا می کنیم.

سپس از نقطه ی ۲ به اندازه ی پیراهن به سمت چپ رفته و به نقطه ی ۶ می رسیم، بعد نقطه ی ۶ را تا پایین گونیا می کنیم.

از نقطه ی ۶ به اندازه ی نصف گشادی حلقه به سمت راست حرکت می کنیم و به نقطه ی ۷ می رسیم، بعد نقطه ی ۷ را به سمت بالا گونیا می کنیم. از نقطه ی ۷ به اندازه ی یک چهارم بلندی خط حلقه به سمت بالا حرکت می کنیم و به نقطه ی ۸ می رسیم. سپس دوباره به نقطه ی یک باز می گردیم و به اندازه ی یک ششم دور گردن از نقطه ی ۱ به سمت چپ می رویم به نقطه ی ۹ می رسیم.

از نقطه ی ۹ به اندازه ی ۲ سانتی متر بالا می رویم و به نقطه ی ۱۰ می رسیم، سپس نقطه ی ۱۰ را به نقطه ی یک وصل می کنیم. حال نوبت به نقطه ی ۱۱ است، نقطه ی ۱۱ را طبق الگوی پیراهن مردانه مشخص می کنیم و از نقطه ی ۱۱ به اندازه ی دو سانتی متر بالا می رویم و به نقطه ی ۱۲ می رسیم.

پس از اتصال نقطه ی ۱۰ و ۱۲، از سمت نقطه ی ۱۲ خط را امتداد می دهیم. سپس از نقطه ی ۸ به اندازه ی ۱٫۵-۱ سانتی متر به سمت چپ می رویم و به نقطه ی ۱۳ می رسیم. بعد از نقطه ی ۱ بر اساس این که یقه کیپ است یا حالت اسپرت دارد، به اندازه یک ششم دور گردن برای یقه های کیپ و به اندازه ی یک ششم به علاوه ی نیم سانتی متر برای یقه های اسپرت، به سمت پایین می آییم و به نقطه ی ۱۴ می رسیم.

الگوی خیاطی

سپس با استفاده از خط چین نقطه ی ۱ را به نقطه ی ۸ وصل می کنیم روی این خط به اندازه ی یک ششم دور گردن جلو می رویم و به نقطه ی ۱۵ می رسیم. طبق الگو نقطه ی ۱۰ را به نقاط ۱۴ و ۱۵ وصل می کنیم، با این کار طوق گردن جلو را رسم می شود.

پس از رسم طوق گردن به سراغ نقطه ی ۱۲ می رویم و به اندازه ی ۲ سانتی متر به طرف چپ می رویم و به نقطه ی ۱۶ می رسیم. از نقطه ی ۶ به اندازه ی ۳ تا ۵ سانتی متر پایین می آییم و به نقطه ی ۱۷ می رسیم.

حال برای رسم حلقه آستین طبق الگو نقطه ی ۱۶ را به نقطه ی ۱۶ و ۱۷ وصل می کنیم. سپس از نقطه ی ۱۷ به مرکزیت نقطه ی ۱۳ به سمت راست پرگاری می کنیم. بعد از نقطه ی ۱۷ براساس چاقی و یا لاغری فرد، روی خط پرگاری به اندازه ی ۲ تا ۳ سانتی متر جدا می کنیم و به نقطه ی ۱۸ می رسیم. طبق الگو نقطه ی ۱۸ را به خط هلالی شکل ۱۳-۱۷ متصل می کنیم.

برای این که نقطه ی ۱۹ را مشخص کنیم از نقطه ی ۱۰ روی خط کج به اندازه ی خط آستین با سرشانه جدا می کنیم تا به نقطه ی ۱۹ برسیم. سپس برای پیلی دم دست از نقطه ی ۱۹ به اندازه ی نصف دور مچ به علاوه ی سه سانتی متر به طرف پایین گونیا کرده تا به نطقه ی ۲۰ برسیم. در نهایت با خطی صاف نقطه ی ۲۰ را به نقطه ی ۱۸ متصل می کنیم.

قبل از این که به سراغ ادامه ی نکات رسم الگوی پیراهن مردانه برویم باید چند نکته را بیان کنیم.

رسم صحیح الگوی پیراهن مردانه

برای این که بتوان الگوی پیراهن مردانه و یا هر لباس دیگری را به درستی رسم کرد باید از اندازه های اصلی استفاده شود که این اندازه ها روی الگو در جهت های افقی و عمودی رسم می شود.

الگوی افقی

نکته ی دیگری که باید در مورد رسم الگوی پیراهن مردانه به آن اشاره کرد این است که اندازه هایی مانند دور باسن، کارور جلو و پشت، دور گردن، دور مچ، دور بازو، دور سینه و دور کمر اندازه های افقی هستند و باید به صورت افقی ترسیم شوند.

الگوی عمودی

همان طور که در رسم الگو نیاز به الگوی افقی برای برخی از اندازه ها داریم برای اندازه هایی همچون بلندی آستین، بلندی حلقه آستین، بالاتنه جلو و بالاتنه پشت نیاز به استفاده از الگوی عمودی داریم و این اندازه ها روی الگو باید به صورت عمودی رسم شوند.

تغییرات الگوی جلو

یکی از نکاتی که در هنگام رسم الگوی پیراهن باید به آن توجه داشت این است که پس از رسم الگوی اولیه کار رسم الگو به پایان نمی رسد و نیاز است که تغییراتی روی الگو انجام شود.

برای این که محل جادکمه در رسم الگو تعبیه شود نیاز است که از خط وسط جلو به اندازه ی ۲ سانتی متر خارج شویم و این خط را تا پایین امتداد دهیم. برای در نظر گرفتن سجاف از بعد از جا دکمه به اندازه ی ۲ تا ۴ سانتی متر خارج می شویم. سپس نوبت به برش سر شانه است برای این کار از نقاط ۱ و ۲ از هر کدام به اندازه ی ۴ تا ۶ سانتی متر پایین می آییم تا به نقاط ۳ و ۴ برسیم. با خط صافی دو نقطه ی ۳ و ۴ را به هم وصل می کنیم.

محل جیب در الگوی جلو مشخص می شود و معمولی ترین اندازه ای که می توانیم برای جیب در نظر بگیریم ۱۳*۱۲ سانتی متر است، محل جیب همیشه دو سانت بالا تر از خط سینه در الگوی جلو است و جیب بیشتر از این که به خط وسط جلو نزدیک باشد به حلقه آستین نزدیک تر است.

نکته ای که در این مرحله باید به آن توجه داشته باشید این است که اگر می خواهید پیراهن یقه گرد باشد پس از زدن سجاف سرخود، به اندازه ی ۲ تا ۴ سانتی متر برای رسیم سجاف خارج می شویم، و در هنگام برش این خط، اول نیاز است که خط جادکمه را تا کنیم و بعد طوق گردن را برش دهیم این کار برای این انجام می شود که سجاف مثل طوق گردن بریده شود، اگر این کار انجام نشود سجاف در قسمت یقه کم می آید.

تغییرات الگوی پشت

پس از تغییراتی که در الگوی جلو ایجاد کردیم نوبت به الگوی پشت می رسد تا در این قسمت نیز تغییراتی ایجاد کنیم. برای ایجاد تغییرات در الگوی پشت به اندازه ی ۸ تا ۱۰ سانتی متر از نقطه ی ۵ پایین می آییم تا به نقطه ی ۶ برسیم. نقطه ی ۶ را به خط وسط پشت گونیا می کنیم.

نکته ای که در این مرحله باید به آن توجه کنیم این است که اگر می خواهید برش پیلی داشته باشید، از نقطه ی ۷ به اندازه ی ۲ سانتی متر پایین می آییم و این نقطه را تا پایین لباس امتداد می دهیم.

تغییرات الگوی آستین

در مرحله ی اخر رسم الگوی پیراهن مردانه به تغییرات الگوی آستین می رسیم، نکته ای که در تغییرت الگو باید به آن اشاره کنیم این است که همیشه به اندازه ی دو سوم پهنای مچ از قد آستین کم می شود. برای محل بلیطی یک طرف الگو را برای پشت آستین در نظر می گیریم، به این منظور باید فاصله ی نقاط ۸ و ۹ را نصف کنیم و نقطه ای که به آن می رسیم را نقطه ی ۱۰ می نامیم.

سپس از نقطه ی ۱۰ به موازات خط استین و به ارتفاع ۱۰ تا ۱۲ سانتی متر خطی را رسم می کنیم، لازم به ذکر است که محل بلیطی همیشه در هنگام برش روی پارچه قیچی می شود.

میزان پارچه ی مورد نیاز

اما نکته ای که ممکن است برای بسیاری سوال باشد این است که چه میزان پارچه برای دوخت پیراهن مورد نیاز است، در پاسخ به این سوال باید بگوییم که میزان پارچه ی مورد نیاز به چاقی و لاغری افراد بستگی دارد اگر فرد مورد نظر چاق باشد ۱٫۷ متر پارچه با عرض ۱۵۰ سانتی متر مورد نیاز است و اگر فرد مورد نظر لاغر باشد ۱٫۵ متر پارچه با عرض ۱۵۰ سانتی متر مورد نیاز است.

نکته طلایی در مورد رسم الگوی پیراهن مردانه

در پایان باید به این نکته اشاره کنیم که به خاطر برجستگی های کمر و سینه، الگوی بالاتنه جلو همیشه از الگوی بالاتنه پشت بزرگتر است و برای قسمت هایی مانند بازو که برجستگی وجود دارد به همان میزان به الگو اضافه می شود. اما اگر بدن دارای قوس و فرورفتگی باشد نیاز است که از ساسون روی الگو استفاده شود.

در این مطلب سعی کردیم نکات مهمی که در طراحی و ترسیم الگوی پیراهن مردانه باید بدانید را به طور کامل بررسی کنیم. اگر سوال و یا نظری دارید، حتما از بخش کامنت ها با ما در ارتباط باشید. منتظرتون هستیم …

الگوی کندل چکش در تحلیل تکنیکال

الگوی کندل چکش در تحلیل تکنیکال، از جمله ابزارها یا علامت‌هایی که می‌توان برای خرید یا فروش سهام روی آن حساب کرد. اگر چه الگوی کندل چکش به تنهایی نمی‌تواند راهنمای کاملی برای خرید و فروش به موقع سهام باشد اما به نوبه خود می‌تواند کمک بزرگی برای خرید و فروش مناسب سهام باشد. اما اگر به تازگی وارد دنیای بورس و سرمایه‌گذاری شده باشید قطعاً با الگوی کندل چکش آشنا نیستید. اگر دوست دارید که در مورد الگوهای تک کندلی بیشتر بدانید با کارشناسان ما در این زمینه همراه باشید .

کندل چیست؟

عبارت کندل استیک به انگلیسی به معنای شمعدان است که برای شناسایی قیمت بازار و همچنین شتاب قیمتی در بازارهای مالی مورد استفاده قرار می‌گیرد. شاید برایتان جالب باشد که بدانید برنج فروش‌های ژاپنی اولین کسانی بودند که از این کندل‌ها برای شناسایی بازارهای مالی استفاده کردند. در تعریف کندل می‌توان گفت که نموداری قیمتی است که به وسیله آن می‌توان قیمت‌های پایین، بالا، باز و بسته شدن اوراق بهادار را در یک دوره زمانی مشخص بیان کرد . به عبارت دیگر، زمانی می‌توان از این نوع نمودار استفاده کرد که تغییرات قیمت سهم، روند مشخصی داشته باشد. الگوهای کندل استیک معمولاً در نقاط مقاومت و حمایت مورد توجه قرار می‌گیرند. در واقع با در نظر گرفتن الگوهای کندل استیک به راحتی می‌توان زمان و قیمت‌های مناسب برای خرید سهام را تشخیص داد .

البته این در حالی است که الگوهای کندل استیک برای قیمت‌های خروج از سهم اصلاً عملکرد خوبی ندارند. در واقع این نمودارها بیانگر تصویر هیجانات و احساسات سرمایه‌گذاران در بازار هستند که تحلیلگران تکنیکی بازار سهام از طریق بررسی و تحلیل آن‌ها می‌توانند زمان مناسب خرید و فروش سهام را مشخص کنند. به همین دلیل است که الگوهای کندل‌ استیک‌ها، تکنیکی بسیار مناسب و کاربردی برای ارزیابی دارایی‌هایی مانند معاملات فارکس، سهام، و معاملات آتی شمرده می‌شوند .

اجزای نمودار کندل استیک چگونه است؟

کندل استیک‌ها از دو قسمت اصلی بدنه و سایه تشکیل می‌شوند:

  • بدنه اصلی کندل که نشانگر قیمت آغازی و پایان معامله است.
  • بخش سایه که شامل دو خط است و خط بالایی به سایه بالایی و خط پایینی به سایه پایینی معروف است .

دامنه نوسانات سهم در دوره‌های زمانی معاملات توسط سایه‌ها مشخص می‌شود. در واقع اگر قیمت باز شدن کندل کمتر از قیمت بسته شدن آن باشد یا به عبارت دیگر با افزایش قیمت همراه شده باشد، کندل تو خالی و به رنگ سفید و یا سبز است .

اگر قیمت باز شدن کندل بیشتر از دلایل پشت الگوی نمودار پرچم قیمت بسته شدن باشد، کندل آن تو پر و با رنگ‌های مشکی یا قرمز دیده می‌شود. به قسمتی از کندل که خارج از محدوده قیمت‌های باز و بسته شدن قرار می‌گیرد، سایه ( shadow ( گفته می‌شود .

الگوی کندل چکش (کندل همر) چیست؟

یکی از الگوهای بسیار کاربردی کندلی، کندل چکش hammer) ) است. این الگو، الگویی تک کندلی است که بیانگر وجود ضعف در فروشندگان و ایجاد قدرت در خریداران است. هنگامی که الگوهای کندلی در نمودارها شکل می‌گیرد، نشان‌دهنده بازگشت روند قبلی بازار است. الگوی کندل چکش در نمودارها، الگوی صعودی برگشتی است که در طول روند نزولی نمودار شکل می‌گیرد. این الگو از این جهت با نام الگوی چکش نامگذاری شده است که نشان می‌دهد بازار در حال چکش کاری است. در واقع هنگامی که قیمت‌ها روند نزولی دارد الگوهای چکشی نشان می‌دهند که قیمت‌ها نزدیک به کف هستند .

در واقع کندل‌ها یک نوع نمودار قیمتی هستند که با کمک دلایل پشت الگوی نمودار پرچم آن‌ها می‌توان قیمت‌های بالا، پایین، بازشدن و بسته شدن یک اوراق بهادار در یک دوره زمانی مشخص را نشان داد .

hammer2.jpg

توصیف ظاهری کندل چکش ( hammer)

شکل ظاهری این کندل همان‌طور که از نامش پیداست دقیقاً مانند چکش است. در واقع این الگو، بدنه‌ای کوچک در بالا و سایه‌ای بلند در زیر بدنه دارد. سایه پایینی معمولاً بایستی حداقل 2 برابر بدنه باشد. اگر شکل ظاهری چکش را در نظر بگیریم دقیقاً می‌توان تصور کرد که الگوی کندل چکش، دسته (بدنه‌ای) بلند با سری کوچک دارد. کندل چکش در رنگ‌های سفید (سبز) یا سیاه نمودار می‌شود که رنگ این کندل در این الگو مهم نبوده و فقط اندازه بدنه نسبت به سایه و محل تشکیل آن مهم است .

در واقع این الگو، 3 ویژگی اصلی دارد که عبارتند از :

  • بدنه: قسمت بالایی الگو که بدنه کندل را تشکیل می‌دهد.
  • سایه پایینی: این سایه دو سه برابر دلایل پشت الگوی نمودار پرچم اندازه بدنه است.
  • سایه بالایی: این سایه خیلی کوتاه است و ممکن است الگو، سایه بالایی نداشته باشد.

مفهوم کندل چکش در نمودارها چیست؟

به طور کلی هنگامی که الگوی چکش در نمودارها شکل می‌گیرد به معنای این است که قدرت فروشندگان در بازار کاهش پیدا کرده است. در واقع آن‌ها تلاش کرده‌اند که قیمت‌ها را پایین بیاورند اما در آخر نتوانسته‌اند قدرت خریداران را کاهش دهند و بر آن‌ها غلبه کنند. هرچه سایه کندل چکش بلندتر باشد، نشان‌دهنده این است که حجم معاملات در این قسمت بسیار بالا بوده اما نهایتاً قدرت خریداران بر قدرت فروشندگان در بازار غلبه کرده است .

در روندهای نزولی، تشکیل کندل چکش به معنای پایان روند نزولی و یا ضعف این روند است. البته در صورتی که سایر ابزارها تأیید کنند این کندل می‌تواند نشانه آغاز روند صعودی در بازار باشد. البته این وضعیت نموداری زمانی دقت و قدرت بیشتری پیدا می‌کند که کندل چکش در نواحی نقاط حمایتی تشکیل شود .

الگوی کندل چکش معکوس

الگوی چکش معکوس مانند چکش، الگویی بازگشتی است. در واقع قبل از الگوی چکش معکوس، روند نمودار نزولی است. زمانی که الگوی چکش معکوس شکل می‌گیرد، قیمت در محلی پایین‌تر از کندل قبل باز شده ولی روندی صعودی در پیش خواهد گرفت و از کندل اول بالاتر می‌رود. در نهایت قیمت سهم در نقطه‌ای پایین‌تر از صعودش بسته می‌شود.

انواع کندل چکش

کندل چکش به 2 دسته نزولی و صعودی تقسیم می‌شود که در ادامه با این دو حالت آشنا می‌شوید:

کندل چکش نزولی

این کندل زمانی شکل می‌گیرد که فروشندگان می‌خواهند قیمت را پایین بیاورند اما خریداران با قدرت کامل وارد میدان شده‌اند و اجازه کاهش یا پایین آوردن قیمت را نمی‌دهند، اما نهایتاً قیمت بسته شدن کمتر از قیمت باز شدن خواهد شد. در نتیجه این الگو کندل چکشی نزولی می‌شود .

hammer3.jpg

کندل چکش صعودی

این کندل زمانی شکل می‌گیرد که فروشندگان می‌خواهند قیمت را پایین بیاورند اما خریداران با قدرت در میدان وارد شده‌اند و نه تنها قیمت‌های فروشندگان را کنترل کرده‌اند بلکه حتی نتوانستند قیمت بسته شدن را بالاتر از قیمت بازشدن نگه دارند .

تشکیل کندل چکش نزولی در یک روند صعودی به چه معناست؟ هنگامی که در نقطه‌ای مشخص فروشندگان تلاش می‌کنند تا قیمت‌ها به اندازه مورد نظر خود پایین بکشند اما خریداران به یکباره وارد میدان شده و قیمت‌ها و طرح فروشندگان را خنثی کرده‌اند و قیمت‌ها را مجدداً افزایش داده‌اند، کندل چکش نزولی در روند صعودی شکل می‌گیرد .

در واقع تشکیل کندل چکش نزولی در روندی صعودی به این معناست که فروشندگان وارد بازی شده‌اند و قصد دارند معادله بازی را تغییر دهند .

کاربرد فیلتر چکش سفید و چکش معکوس سفید در بورس چیست؟

اکثر بورسی‌ها و افرادی که در این بازار فعالیت می‌کنند از فیلتر چکش معکوس سفید زیاد استفاده می‌کنند. مطمئناً می‌دانید که در سایت tsetmc.com بخشی به نام دیده‌بان وجود دارد که فعالان بازار می‌توانند با اضافه کردن انواع فیلترهای بورسی شرایط مورد نظر خود را پیدا کنند .

البته برای انجام این کار می‌بایست با تمامی الگوهای کندل آشنایی داشته باید تا بتوانید شرایط دلخواه خود را پیدا کنید. یکی از این الگوها، الگوی چکش معکوس سفید است که با اعمال فیلتر کندل چکش می‌توانید سهم‌هایی که احتمال رشد آن‌ها در آینده زیاد است را پیدا کنید .

:این فیلتر نوسان‌گیری، نشان‌دهنده سهم‌هاییست که در طول روز الگوی چکش سفید را تشکیل می‌دهند

:این فیلتر نوسان‌گیری، نشان‌دهنده سهم‌هاییست که در طول روز الگوی چکش معکوس سفید را تشکیل می‌دهند

تفاوت الگوی چکش و مرد آویزان

این 2 الگو اگرچه کاملاً شبیه به هم هستند اما با توجه به روند حرکات قیمتی در گذشته، معانی کاملاً متفاوتی دارند .

هر 2 الگو، اندامی باریک سیاه یا سفید، سایه‌های کوتاه در بالا و سایه‌های بلند در پایین دارند. البته در بعضی مواقع هم اصلاً سایه ندارند .

در کندل چکش و مرد دارآویز ( مرد آویخته یا مرد آویزان) شباهت ساختاری بسیار زیادی وجود دارد. به شکلی که گاهاً اکثر افراد را به شک میاندازد که 2 الگوی تقریباً شبیه به هم، چگونه دو‌ ترید متفاوت را مشخص می‌کنند. برای جواب این سوال بایستی گفت که رفتار روند قبل از تشکیل کندل‌ها و همچنین روند حاکم بر شرایط بازار، در تحلیل الگو‌ها بسیار تاثیرگذار است. در واقع، الگوی مرد آویزان روند صعودی را تبدیل به روند نزولی و الگوی چکش روند نزولی را تبدیل به روند صعودی می‌ کند.

هر دو نوع این الگو‌ها بازگشتی بوده و از نوع اخطار اتمام روند هستند، اما روند قبل از الگوی کندل چکش بایستی نزولی باشد. قیمت در روند نزولی پیش می‌رود و در کندل چکش هم این روند نزولی به صورت کاملا واضح ادامه دارد. به این صورت که قیمت ابتدا از بالاترین حد آن در روز شروع شده و به پایین‌ترین قیمت نهایی می‌رسد. معمولاً در این نمودار‌ها، قیمت در روند نزولی قبلی خود به تارگت یا محدوده حمایتی خود نزدیک شده و زمان اتمام روند نزولی است. در ادامه این روند، معمولا خریداران وارد بازار شده و با فشار حداکثری که وارد می‌آورند قیمت را به بالاترین قیمت روز و یا قیمتی نزدیک به آغاز روز می‌رسانند. به همین دلیل بهتر است که الگوی چکش یا بسیار ناچیز باشد یا سایه بالایی نداشته باشد. ضمناً علت رنگ بدنه کندل چکش به علت رفتار خریداران ایجاد می‌شود. اگر سبز رنگ یا روشن باشد، معمولاً نشان از قدرت بیشتر خریداران خواهد داشت.

hammer1.jpg

نکات معاملاتی الگوی کندل چکش

شناخت دقیق الگوی چکش و سایر الگوها می‌تواند کمک زیادی در تحلیل‌های بورسی کند. این که اسم این الگوها چکش است یا مرد آویزان، اصلاً اهمیتی ندارد. مهم است که بدانید این الگوها، الگوهای بازگشتی هستند و به عنوان زنگ هشداری برای بازگشت احتمالی عمل می‌کنند .

اگر چه الگوی چکش، الگویی‌ امیدوارکننده و مثبت است که معمولاً در انتهای روند نزولی ظاهر می‌شود و معامله‌گران (سهامداران) را نسبت به آینده خوشبین می‌کند اما مراقب باشید که به محض رویت کندل چکش نباید اقدام به خرید کنید، بلکه باید منتظر بمانید که چکش به طور کاملاً واضح تثبیت و تشکیل شود و یا اصطلاحاً کندل بسته شود .

در سایر کندل‌ها در صورتی که قیمت از سقف الگو به سمت بالا عبور کند، زمان مناسبی برای ورود به بازار است .

در الگوی چکش، حد ضرر کمی پایین‌تر از انتهای دسته چکش تعریف می‌شود. الگوی چکش نمی‌تواند حد سود را مشخص کند و البته توان پیشنهاد تارگت مشخصی را هم ندارد اما معمولاً بعد از بسته شدن کندل انتظار داریم که حداقل دو، سه کندل به سمت بالا صعود پیدا کند.

جمع‌بندی

الگوی کندل استیک چکش، یک الگوی تک کندلی است که بیانگر قدرت خریداران می‌باشد. این الگو دو حالت نزولی و صعودی دارد و همچنین الگوی چکش معکوس که الگویی بازگشتی است و قبل از آن، روند نمودار نزولی می‌باشد. به منظور آشنایی با الگوهای مختلف کندل استیک در تحلیل تکنیکال، مقالات آموزشی سایت کارگزاری اقتصاد بیدار را مطالعه فرمایید.

قله ها و دره های سه گانه

قله ها و دره های سه گانه

الگو قله ها و دره ها ی قیمت در توالی های قابل تشخیص میله های قیمت که در نمودارهای تحلیل تکنیکی نشان داده شده است ، مشاهده می شوند. از این الگوها می توان برای بررسی حرکات قیمت گذشته و پیش بینی الگوهای آینده برای یک ابزار معاملاتی خاص استفاده کرد. خوانندگان باید از قبل با خط روند ها ، الگوهای قیمت تداوم و الگوهای معکوس قیمت آشنا باشند.

در این مقاله ، ما چگونگی تفسیر الگوها را پس از شناسایی آنها بررسی خواهیم کرد و الگوهای نادر اما قدرتمند سه گانه بالا و سه قلو را بررسی خواهیم کرد.

پیشگویی های کلیدی در قله ها و دره ها

  • یک قله سه گانه توسط سه قله در حال حرکت به همان ناحیه تشکیل شده است ، و در آن قسمت می توان از پشت با هم فاصله گرفت ، در حالی که یک کف سه قلو از سه فرورفتگی با حرکت در وسط تشکیل شده است.
  • در حالی که غالباً در معاملات روزمره بازار مشاهده نمی شود ، قله های سه گانه و دره آن سیگنال قانع کننده ای را برای معامله گران فنی برای معکوس روند فراهم می کنند.

علاوه بر اشکال نمودار که حروف ‘M’ یا ‘W’ را به تصویر می کشد ، برای تأیید مقاومت سیگنال باید از روند حجم معاملات نیز استفاده شود.

مدت زمان در قله ها و دره ها

مدت زمان الگوی قیمت هنگام تفسیر یک الگوی و پیش بینی حرکت قیمت آینده ، یک نکته مهم است. الگوهای قیمت می توانند در هر دوره نمودار ، از نمودار سریع ۱۴۴ تیک ، تا نمودارهای ۶۰ دقیقه ای ، روزانه ، هفتگی یا سالانه ظاهر شوند. با این حال ، اهمیت یک الگوی اغلب به طور مستقیم با اندازه و عمق آن مرتبط است.

الگویهایی که در طی مدت زمان طولانی تری ظهور می کنند ، قابل اعتماد تر هستند ، و حرکات بزرگتر از انها حاصل می شود که قیمت از الگو خارج می شود. بنابراین انتظار می رود الگویی که در نمودار روزانه ایجاد می شود ، حرکتی بزرگتر از همان الگوی مشاهده شده در نمودار داخلی ، مانند نمودار یک دقیقه ای داشته باشد. به همین ترتیب ، الگویی که در نمودار ماهانه شکل می گیرد ، احتمالاً منجر به افزایش قیمت اساسی تر از همان الگوی موجود در نمودار روزانه خواهد شد.

الگوهای قیمت زمانی ظاهر می شوند که سرمایه گذاران یا معامله گران در سطح معینی از خرید و فروش باقی بمانند و بنابراین ، نوسانات قیمت بین این سطوح تغییر می کند و الگویی مانند پرچم یا قلاب ایجاد می شود. وقتی سرانجام قیمت از الگو خارج شد ، می توان تغییر قابل توجهی در احساسات ایجاد کند. هرچه مدت زمان طولانی تر باشد ، خریداران سخت تر باید فشار بیاورند تا از ناحیه مقاومت بیشتری شکسته شوند (و فروشندگان سخت تر مجبور به فشار برای شکستن زیر منطقه حمایت هستند) ، و در نتیجه یک حرکت شگرف تر باعث می شود که قیمت در هر دو طرف شکسته شود. . شکل ۱ الگوی قیمتی پرچم را نشان می دهد که در نمودار هفتگی شرکت Alphabet (GOOG) تشکیل شده است. هنگامی که قیمت در جهت تعیین شده خود ادامه یافت ، حرکت صعودی قابل توجه بوده است.

مدت زمان در قله ها و دره ها

نوسان در قله ها و دره ها

به همین ترتیب ، میزان نوسان قیمت در یک الگوی قیمت می تواند در تجزیه و تحلیل اعتبار یک الگوی قیمت و همچنین در پیش بینی میزان شکستن احتمالی قیمت نهایی مفید باشد. نوسانات اندازه گیری تغییر قیمت ها در طول زمان است. نوسانات بیشتر قیمت حاکی از افزایش نوسانات است ، شرایطی که می توان آن را به عنوان یک نبرد فعال تر بین خرس ها ، که سعی در پایین آوردن قیمت ها دارند ، تفسیر کرد و گاوهایی که سعی در بالا بردن قیمت ها دارند. الگویهایی که درجه بالاتری از نوسانات را نشان می دهند ، احتمالاً با قطع قیمت از الگوی منجر به حرکت در قیمتهای قابل توجه خواهند شد.

حرکات بزرگتر قیمت در این الگو ممکن است نشانگر این باشد که نیروهای مخالف – گاوها و خرسها – به جای یک نزاع خفیف ، درگیر جدال جدی هستند. هرچه نوسانات در الگوی قیمت بیشتر شود ، پیش بینی بیشتری ایجاد می کند و منجر به حرکتی مهمتر و احتمالاً انفجاری خواهد شد زیرا قیمت ها سطح حمایت یا مقاومت را نقض می کنند.

حجم یکی دیگر از نگرانی ها هنگام تفسیر الگوهای قیمت است.حجم تعداد واحدهای یک ابزار معاملاتی خاص را که در طی یک بازه زمانی مشخص تغییر یافته اند ، مشخص می کند. به طور معمول ، حجم یک ابزار معاملاتی به صورت هیستوگرام یا یک سری خطوط عمودی نمایش داده می شود که در زیر نمودار قیمت ظاهر می شود. حجم بسیار مفید است ، زمانی که نسبت به گذشته خود اندازه گیری شود. تغییرات در میزان خرید و فروش که اتفاق می افتد را می توان با فعالیت اخیر مقایسه کرد و مورد تجزیه و تحلیل قرار داد: هرگونه فعالیت حجمی که از هنجار منحرف شود ، می تواند تغییر در قیمت آینده را نشان دهد.

اگر قیمت به ترتیب از سطح مقاومت یا حمایت شکسته شود ، و با افزایش ناگهانی علاقه سرمایه گذار و معامله گر – که از نظر حجم نشان داده شده است – همراه باشد ، حرکت نتیجه گیری به احتمال زیاد قابل توجه خواهد بود. افزایش حجم می تواند اعتبار شکست قیمت را تأیید کند. از سوی دیگر ، شکست بدون افزایش قابل توجه حجم ، شانس بسیار بیشتری برای شکست دارد ، زیرا اشتیاقی برای عقب ماندن از حرکت وجود ندارد ، به خصوص اگر حرکت به سمت صعودی باشد.

راهنمایی برای تفسیر الگوهای

سه مرحله کلی به تحلیلگران فنی کمک می کند تا الگوهای قیمت را تفسیر کنند:

شناسایی: اولین قدم در تفسیر موفقیت آمیز الگوهای قیمت ، شناسایی الگوهای معتبر در زمان واقعی است.یافتن این الگوها اغلب در داده های تاریخی آسان است اما در هنگام شکل گیری ، کار کمی سختتر است. معامله گران و سرمایه گذاران می توانند با توجه به روشی که برای ترسیم خطوط روند استفاده می شود ، الگوهای داده های تاریخی را بصورت تمرینی شناسایی کنند. ترندها را می توان با استفاده از بالاترین و پایین ترین نرخ ، بسته شدن قیمت یا یک نقطه داده دیگر در هر نوار قیمت ایجاد کرد.

ارزیابی: پس از شناسایی یک الگو ، می توان آن را ارزیابی کرد. معامله گران و سرمایه گذاران می توانند مدت زمان این الگو ، حجم همراه و نوسانات قیمت را در الگوی قیمت در نظر بگیرند. ارزیابی این موارد ، می تواند در مورد اعتبار الگوی قیمت ، تصویری بهتر به دست آورد.

پیش بینی: پس از شناسایی و ارزیابی این الگو ، معامله گران و سرمایه گذاران می توانند از این اطلاعات برای شکل دادن به پیش بینی یا پیش بینی حرکت در آینده قیمت استفاده کنند. به طور طبیعی ، الگوهای قیمت همیشه همکاری نمی کنند و شناسایی یکی تضمین نمی کند که هرگونه اقدام خاص در قیمت اتفاق می افتد. با این حال ، فعالان بازار می توانند به دنبال فعالیتی باشند که احتمالاً رخ می دهد ، و این امکان را فراهم می آورد که سریعاً به تغییر شرایط بازار پاسخ دهند.

قله و دره های سه گانه

قله و دره های سه گانه یا تاپ های سه گانه بالا و پایین مدل دیگری از قله و دره های دو گانه است. اگر تاپ های دوتایی و پایین آن شبیه به یک ‘M’ یا ‘W’ باشد ، قله های سه گانه و پایین آن شباهت زیادی به ‘M’ یا ‘W’ نشان دار دارند: سه فشار به بالا (در یک سه قلو) یا سه فشار به پایین (برای یک کف سه گانه) این الگوهای قیمت نشان دهنده چندین تلاش ناکام برای شکستن ناحیه حمایتی یا مقاومت است. در صدر سه گانه ، قیمت باعث می شود سه تلاش برای شکستن بالای مقاومت ، شکست بخورند و فروکش کنند. در مقابل ، یک سطح سه گانه وقتی اتفاق می افتد که قیمت باعث می شود سه ضرب در شکست سطح حمایت ، شکست بخورد و عقب بیفتد.

شکل گیری سه گانه بالا یک الگو نزولی است زیرا این الگوی صعودی را قطع می کند و منجر به تغییر روند نزولی می شود. شکل گیری آن به شرح زیر است:

  • قیمت ها بالاتر و بالاتر می روند و سرانجام به سطح مقاومت می رسند و به ناحیه پشتیبانی باز می گردند.
  • قیمت دوباره سعی می کند سطح مقاومت را آزمایش کند ، شکست می خورد و به سمت سطح پشتیبانی باز می گردد.
  • قیمت بار دیگر ، ناموفق ، برای شکستن مقاومت ، افت می کند و از سطح حمایت سقوط می کند.

این اقدام قیمت نشان دهنده دوئل خریداران و فروشندگان است. خریداران سعی می کنند قیمت ها را بالاتر ببرند ، در حالی که فروشندگان سعی می کنند قیمت را پایین بیاورند. هر تست مقاومت به طور معمول با کاهش حجم همراه است ، تا زمانی که قیمت با افزایش مشارکت و حجم مربوطه از سطح حمایت خارج شود. هنگامی که سه تلاش برای شکستن سطح مقاومت مستقر شکست خورده است ، خریداران به طور کلی خسته می شوند ، فروشندگان دست به دست می دهند و قیمت ها کاهش می یابد و در نتیجه تغییر روند ایجاد می شود.

از طرف دیگر ، سه قلو از نظر طبیعت صعودی هستند زیرا این الگوی روند نزولی را قطع می کند و منجر به تغییر روند صعودی می شود. الگوی قیمت سه گانه پایین با سه تلاش ناموفق برای افزایش قیمت از طریق منطقه پشتیبانی مشخص می شود. هر تلاش پیوسته معمولاً با کاهش حجم همراه است ، تا اینکه قیمت بالاخره آخرین تلاش خود را برای پایین آمدن ، شکست و بازگشت به سطح مقاومت انجام می دهد. مانند تاپ های سه گانه ، این الگو نشانگر نزاع بین خریداران و فروشندگان است. در این حالت ، این فروشندگان هستند که خسته می شوند و به خریداران فرصت می دهند روند غالب را معکوس کنند و با روند صعودی پیروز شوند. شکل زیر پایین سه قلو را نشان می دهد که زمانی در نمودار روزانه سهام مک گرا هیل ایجاد شده است.

قله و دره های سه گانه

بالا یا پایین سه گانه نشان می دهد که یک روند ثابت در حال تضعیف است و طرف مقابل در حال افزایش است. هر دو نمایانگر تغییر فشار هستند: با وجود یک قله سه گانه ، خریداران به فروشندگان تغییر می کنند. پایین سه گانه نشانگر تغییر از فروشندگان به خریداران است.

کلام آخر

الگوهای قیمت در هر دوره نمودار اتفاق می افتد ، خواه در نمودار سریع تیک استفاده شده توسط پوسته یا نمودارهای سالانه ی مورد استفاده سرمایه گذاران. هر الگو بیانگر نزاع بین خریداران و فروشندگان است و در نتیجه ادامه روند غالب یا معکوس روند بسته به نتیجه کار دارد. تحلیلگران تکنیکال می توانند از الگوهای قیمت برای ارزیابی فعالیت گذشته و فعلی بازار استفاده کنند و پیش بینی قیمت آینده را به منظور تصمیم گیری در مورد معاملات و سرمایه گذاری انجام دهند.

تحلیلگر تکنیکال: الگوهای کلاسیک (قسمت اول)

الگوهای کلاسیک مختلفی در تحلیل تکنیکال وجود دارد که برخی از آن ها نشان دهنده ادامه حرکت صعودی و برخی از آنها نشان دهنده اتمام روند قبلی و شروع حرکتی جدید است. در این آموزش قصد داریم دو الگو کلاسیک برگشتی در تحلیل تکنیکال را به شما معرفی کنیم:

الگو سر و شانه (head and shoulders):

الگو کلاسیک سروشانه

بیتکوین

این الگو که گاها در انتهای روندهای قیمتی ایجاد می‌شود و پس از تکمیل، باعث چرخش روند می‌شود، دارای یک قله بلند و دو شانه در طرفین قله می‌باشد. با استفاده از این الگو می‌توانیم یک هدف حداقلی برای نمودار قیمت‌هایی که در آن این الگو تشکیل شده است، پیدا کنیم.

الگوهای کلاسیک سروشانه شامل یک بخش سر و دو بخش گردن است. خط مهمی که آن را خط گردن می‌نامیم، از اتصال بین نقاط جدا کننده سرو گردن‌ها به وجود دلایل پشت الگوی نمودار پرچم می‌آید.

الگو کلاسیک سروشانه

خودرو

شکسته شدن خط گردن همراه با حجم زیاد اتفاق می‌افتد و پس از شکسته شدن آن، انتظار میرود حداقل به اندازه ارتفاع سر مطابق شکل زیر حرکت ادامه پیدا کند و بدین ترتیب اولین هدف قیمتی مشخص می‌شود.

توجه داشته باشید در تمامی الگو ها، ابتدا باید شکست خط گردن و تکمیل الگو تایید شود. حجم بالا هنگام شکسته شدن خط گردن، و بستن دو کندل بیرون خط گردن تایید کننده تکمیل الگو می‌باشد.

نکته تحلیلگر: گاهی اوقات به علت وجود حمایت‌ها و یا مقاومت‌های قوی، قیمت نمیتواند خود را به هدف قیمتی خود برساند.

الگو کلاسیک کف دوقلو و کف سه قلو (double or triple bottom)

الگو کف دوقلو

والبر

این الگو نیز مشابه الگو سر و شانه یک الگو بازگشتی است و در انتهای روند های نزولی رخ می‌دهد. پس از تشکیل و تکمیل الگو کف دوقلو یا کف سه قلو، مطابف شکل، انتظار رشد قیمت حداقل به اندازه یکی از دره‌ها را داریم.

نفت خام کف سه قلو وخارزم هفتگی
کف سه قلو

الگو سقف دوقلو و سقف سه قلو (double or triple top)

این الگو مشابه الگو قبلی یک الگو بازگشتی است و در انتهای روندهای صعودی رخ می‌دهد. پس از تشکیل و تکمیل این الگو، مطابف شکل، انتظار ریزش قیمت حداقل به اندازه یکی از قله ها را داریم.

الگو کلاسیک سقف دوقلو

انس

الگوی مستطیل در ارز دیجیتال و تحلیل تکنیکال

الگوی مستطیل در ارز دیجیتال و تحلیل تکنیکال

در این مقاله از تاپ سایت 98 با الگوی مستطیل که یکی از الگوهای مهم در تحلیل تکنیکال است آشنا میشویم. در هر بازار مالی که کار می کنیم از جمله : ارز دیجیتال ، فارکس یا بورس ایران ، می توانید از این الگو سود خوبی نصیب خود کنید. معمولا وقتی مستطیل شکسته می شود حرکت خوبی دارد و پس از شکست می تواند حداقل به همان اندازه حرکت کند.

اگر بتوانید در نمودار ارز دیجیتال مثل اتریوم یا کاردانو ، این الگو را تشخیص دهید سود خوبی خواهید کرد که کار سختی نیز نیست.

الگوی مستطیل اکثرا یک الگوی ادامه دهنده است یعنی اگر روند صعودی باشد پس از مدتی مکث در حرکت در یک محدوده ، دوباره حرکت صعودی خود ر از سر می گیرد و بالعکس اگر نزولی باشد ادامه نزول را خواهیم دید. اما یک معامله گر باید همیشه آمادگی هر چیزی را داشته باشد احتمال تغییر روند نیز وجود دارد.

مستطیل احتمال دارد از طرف بشکند چیزی که مهم است علائمی است که خواهید دید مثلا حجم معاملات در هنگام شکست برای تایید شکست مهم است.

اگر شکست انجام شود می تواند حرکت خوبی داشته باشد و سود خوبی نصیب معامله گر کند.

نحوه استفاده از الگوی مستطیل

مستطیل یک الگوی نمودار است که زمانی ایجاد می شود که قیمت توسط سطوح حمایت و مقاومت موازی محدود شود.

یک مستطیل یک دوره تثبیت یا بلاتکلیفی بین خریداران و فروشندگان را نشان می دهد ، زیرا آنها به نوبه خود مشت می زنند اما هیچ کدام برتری ندارند.

قیمت چندین بار سطح حمایت و مقاومت را "آزمایش" می کند تا سرانجام در حال شکست باشد.

از آنجا ، قیمت می تواند در جهت شکست ، چه صعودی و چه نزولی ، حرکت کند.

الگوی مستطیل

در مثال بالا ، ما به وضوح می بینیم که این جفت با دو دلایل پشت الگوی نمودار پرچم سطح قیمت اصلی که موازی یکدیگر هستند محدود شده است.

ما فقط باید صبر کنیم تا یکی از این سطوح شکسته شود تا همراه با آن وارد بازار شویم و سود خوبی نصیب خود کنیم.

الگوی مستطیل نزولی

یک مستطیل نزولی زمانی شکل می گیرد که قیمت برای مدتی در طول یک روند نزولی تثبیت شود.

این امر به این دلیل اتفاق می افتد که فروشندگان احتمالاً قبل از مصرف پایین تر این جفت ، باید مکث کرده و نفس بکشند.

الگوی مستطیل

در این مثال ، قیمت پایین الگوی نمودار مستطیل را شکسته و به روند نزولی خود ادامه می دهد.

الگوی مستطیل

اگر ما یک سفارش کوتاه درست زیر سطح حمایت داشتیم ، سود خوبی را در این معامله به دست می آوردیم.

در اینجا یک نکته وجود دارد: هنگامی که جفت زیر حمایت قرار می گیرد ، تمایل دارد حرکتی در اندازه الگوی مستطیل انجام دهد.

در مثال بالا ، جفت از هدف فراتر رفت ، بنابراین فرصتی برای گرفتن پیپ های بیشتر وجود داشت!

الگوی مستطیل صعودی

در اینجا نمونه دیگری از یک مستطیل ، این بار ، یک الگوی نمودار مستطیل صعودی وجود دارد.

پس از یک روند صعودی ، قیمت متوقف شد تا کمی تثبیت شود. آیا می توانید حدس بزنید قیمت بعدی به کجا می رسد؟

الگوی مستطیل

اگر پاسخ شما صعودی است ، حق با شماست! در تصویر زیر ببینید.

الگوی مستطیل

توجه داشته باشید که چگونه قیمت پس از شکستن بالای الگوی مستطیلی به طور کامل بالا رفت.

اگر سفارش بالایی در بالای سطح مقاومت داشتیم ، برخی از نکات را در معاملات به دست می آوردیم!

درست مانند مثال الگوی مستطیل نزولی ، هنگامی که جفت شکست ، معمولاً حرکتی را انجام می دهد که حداقل اندازه دامنه قبلی آن است.

الگوی مستطیل یک الگوی ادامه دهنده است که به عنوان یک محدوده معاملاتی در طول وقفه در روند شکل می گیرد. الگو به این ترتیب شکل می گیرد روند صعودی یا نزولی ادامه دارد تا اینکه قیمت در یک محدوده قرار می گیرد که نه فروشندگان توان پایین بردن بیشتر دارند و نه خریداران توان بالا بردن ، در این موقع معامله گران کوتاه مدت در محدوده پایین مستطیل می خرند و در بالای مستطیل می فروشند و سود می کنند.

فروشندگان نیز در بالای مستطیل sell می زنند و در پایین و حمایت معامله خود را می بندند و سود می کنند.

این الگو به راحتی توسط دو خط موازی محصور می شوندو یک مستطیل را تشکیل می دهند.

شباهت های زیادی بین مستطیل و مثلث متقارن وجود دارد . در حالی که هر دو معمولاً الگوهای ادامه دار هستند ، اما می توانند تاپ ها و پایین های مهم روند را مشخص کنند. همانند مثلث متقارن ، الگوی مستطیل تا زمان وقوع شکست کامل نشده است. گاهی اوقات می توان سرنخ هایی پیدا کرد ، اما جهت شکست معمولاً از قبل قابل تعیین نیست. ما هر قسمت از مستطیل را بررسی می کنیم.

  1. روند: برای واجد شرایط بودن به عنوان الگوی تداوم ، باید یک روند قبلی وجود داشته باشد. در حالت ایده آل ، این روند باید چند ماهه باشد و خیلی بالغ نباشد. هرچه روند بالغ تر باشد ، شانس کمتری برای ادامه الگو وجود دارد.
  2. چهار (4) امتیاز: برای تشکیل خط مقاومت فوقانی حداقل دو ارتفاع واکنش معادل و برای تشکیل خط حمایت پایین به دو سطح پایین واکنش معادل نیاز است . لازم نیست که آنها دقیقاً برابر باشند ، اما باید در مجاورت معقول باشند. اگرچه یک پیش نیاز نیست ، اما ترجیح داده می شود که بالا و پایین ها متناوب باشند.
  3. حجم: برخلاف مثلث متقارن ، مستطیل ها الگوهای حجمی استاندارد را نشان نمی دهند. گاهی اوقات با توسعه الگو حجم کاهش می یابد. در مواقع دیگر ، با افزایش قیمت بین حمایت و مقاومت ، حجم افزایش می یابد. با بلوغ الگو ، حجم به ندرت افزایش می یابد. در صورت کاهش حجم ، بهتر است برای تأیید به دنبال گسترش در شکست باشید. در صورت افزایش حجم ، بهتر است ارزیابی کنید که کدام حرکتها (پیشرفت به سمت مقاومت یا کاهش حمایت) بیشترین حجم را دریافت می کنند. این نوع ارزیابی حجم می تواند نشانه ای از جهت شکست آینده را ارائه دهد.
  4. مدت زمان: مستطیل ها می توانند چند هفته یا چند ماه ادامه داشته باشند. اگر الگو کمتر از 3 هفته باشد ، معمولاً یک پرچم محسوب می شود ، همچنین یک الگوی ادامه دار است. در حالت ایده آل ، مستطیل ها در یک دوره 3 ماهه توسعه می یابند. به طور کلی ، هرچه الگو طولانی تر باشد ، شکست بزرگتر است. انتظار می رود یک الگوی 3 ماهه بتواند طرح شکست خود را برآورده کند. با این حال ، انتظار می رود یک الگوی 6 ماهه از هدف شکست خود فراتر رود.
  5. جهت شکست: جهت حرکت مهم بعدی تنها پس از وقوع شکست قابل تعیین است. همانند مثلث متقارن ، مستطیل ها الگوهای خنثی هستند که به جهت شکست آینده وابسته هستند. الگوهای حجم گاهی اوقات می توانند سرنخ هایی را ارائه دهند ، اما تا زمان شکست واقعی بالاتر از مقاومت یا شکستن زیر حمایت هیچ تائیدی وجود ندارد.اما احتمال شکست طبق روند بیشتر است.
  6. تأیید Breakout : برای اینکه شکست معتبر تلقی شود ، باید به صورت پایانی باشد. برخی از معامله گران برای تأیید از فیلتر قیمت(3)، زمان (3 روز) یا حجم (گسترش) استفاده می کنند.
  7. بازگشت به شکست(Return to Breakout): یکی از اصول اساسی تحلیل تکنیکال این است که حمایت شکسته به مقاومت بالقوه تبدیل می شود و بالعکس. پس از شکست در بالای مقاومت (زیر حمایت) ، گاهی اوقات بازگشتی برای آزمایش این سطح حمایت جدید (سطح مقاومت) وجود دارد.
  8. هدف: پس از شکست ، احتمال حرکت به اندازه مستطیل وجود دارد یعنی ارتفاع مستطیل را اندازه گیری کرده و پس از شکست ، اگر صعوی باشد از مقاومت به همان اندازه بالاتر هدف دوم است یعنی تارگت را روی آن قرار می دهیم.

مستطیل ها یک محدوده تجاری را نشان می دهند که گاوها را در مقابل خرس ها قرار می دهد. با نزدیک شدن قیمت به حمایت ، خریداران وارد عمل شده و قیمت را بالاتر می برند. با نزدیک شدن قیمت به مقاومت ، خرس ها کنترل خود را از دست می دهند و قیمت را پایین می آورند.

معامله گران زیرک گاهی اوقات با خرید حمایت نزدیک و فروش مقاومت نزدیک این بازده را انجام می دهند. یک گروه (گاوها یا خرس ها) خود را خسته می کنند و در صورت وجود شکست یک برنده ظاهر می شود.

باز هم ، مهم است که به یاد داشته باشید که مستطیل ها دارای سوگیری خنثی هستند. اگرچه گاهی اوقات می توان سرنخ هایی را از الگوهای حجم برداشت کرد ، اما قیمت واقعی بازار را در تضاد نشان می دهد. تنها تا زمانی که قیمت بالاتر از مقاومت یا زیر حمایت قرار گیرد ، مشخص می شود که کدام گروه در نبرد پیروز شده است.

الگوی مستطیل

در تصویر بالا همان طور که می بینید یک الگوی مستطیل (rectangle pattern) قابل مشاهده است و شکست از بالا صورت می گیرد اگر توجه کنید اندیکاتور Volume حجم زیادی را نشان می دهد.

پس از شکست ، یک عقب نشینی جزئی وجود داشت ، اما حجم پشت پیشروی نشان دهنده یک شکست بزرگ بود. سهام همیشه به نقطه شکست باز نمی گردد.

سوالی دارید در بخش کامنت ها بنویسید.

عزیزانی که تمایل دارند به تیم نویسندگی تاپ سایت 98 بپیوندند می توانند از طریق واتساپ با ما در ارتباط باشند. ما بهترین افراد را به تیم خود اضافه خواهیم کرد.

اگر سوال یا نظری دارید در بخش کامنت ها بنویسید.اگر موضوع خاصی مد نظر شماست که در سایت موجود نیست در بخش کامنت ها بنویسید



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.