دولت با کسری بودجه مواجه است و برای تامین منابع مالی خود استقراض دولت از صندوق توسعه ملی و بانک ها همچنان یک ریسک جدی است و این بخش می تواند به شدت تورم زا باشد، زیرا اثری بر گردش مالی بخش مولد اقتصادی ندارد
جزئیات ریسک هایی که بازار سرمایه را تهدید می کنند| لایحه بودجه ۱۴۰۲ چه خطراتی دارد؟
رئیس سازمان بورس پیشنهاداتی برای رونق بازار ارائه کرده، اما این وعده ها نخستین بار نیست و کارشناسان اقتصادی آن را موقت می دانند و می گویند بازار تحت تاثیر نرخ سوخت و کسری لایحه بودجه زیر فشار است.
بازار؛ گروه بورس: در حال حاضر رئیس سازمان بورس پیشنهاداتی را برای رونق بازار سرمایه ارائه کرده، اما این نخستین بار نیست که این اتفاق می افتد و بسیاری از کارشناسان اقتصادی آن را یک بازی موقت می دانند تا برای یک دوره زمانی سهامداران و حتی سرمایه گذاران دلخوش به تغییرات جدید در بازار باشند و بعد از آن دوباره روند نزولی بورس ادامه پیدا کند.
کارشناس بازار سرمایه در گفتگو با بازار با اشاره به اینکه یکی از مهمترین چالش های اخیر شرکت های بورسی اختلاف قیمت داخلی با قیمت جهانی تحت تاثیر قیمت گذاری دستوری است، گفت: دولت براساس سیاست های جبران کسری بودجه خود نرخ خوراک پتروشیمی و گاز برای شرکت های تولیدی پتروشیمی، فولادی و . را به شدت افزایش داده است و از آنجایی که در چه عواملی روی بورس اثر دارد؟ آستانه ارائه لایحه بودجه برای سال آینده هم هستیم پیش بینی می شود نرخ خوراک بالا در نظر گرفته شود، به همین دلیل شاهد نوساناتی در بازار سرمایه به ویژه در گروه های انرژی بر هستیم و تا زمانی که مشکل قیمت گذاری وجود دارد، نمی توان پیش بینی دقیقی از وضعیت آینده بورس داشت.
اختلاف ۳۰ درصدی قیمت ارز دریافتی دولت از محل صادرات یعنی ارز نیمایی و بازار آزاد سه برابر بیشتر از یارانه ای بوده که به شرکت های صادراتی پرداخت کرده و احتمال افزایش هزینه انرژی می تواند به کاهش رقابت پذیری شرکت ها حتی در بازار صادراتی لطمه بزند و این مساله در حاشیه سود شرکت و در نهایت معاملات بازار سهام هم ارتباط پیدا می کند
احمد جانجان با انتقاد از اینکه یارانه انرژی که دولت سال گذشته به شرکت ها داده حدود ۲ میلیارد دلار بوده اما حدود ۳۰ میلیارد دلار صادرات این شرکت ها را با دلار نیمایی که چند هزار تومان ارزانتر از ارز آزاد است را دریافت کرده است، افزود: این اختلاف ۳۰ درصدی قیمت ارز دریافتی دولت از محل صادرات یعنی ارز نیمایی و بازار آزاد سه برابر بیشتر از یارانه ای بوده که به شرکت های صادراتی پرداخت کرده است.
او افزود: به همین دلیل دولت اگر حمایت یارانه ای هم داشته در مقابل سود آن را برده است و این افزایش هزینه انرژی می تواند به کاهش رقابت پذیری شرکت چه عواملی روی بورس اثر دارد؟ ها حتی در بازار صادراتی لطمه بزند و این مساله در حاشیه سود شرکت و در نهایت معاملات بازار سهام هم ارتباط پیدا می کند.
جانجان با اشاره به اینکه قیمت های جهانی در شرایط کنونی نوسان پیدا کرده اند، تصریح کرد: در بازار جهانی قیمت کامودیتی ها نوسان پیدا کرده و این روند به زیان شرکت های صادراتی چه عواملی روی بورس اثر دارد؟ است مگر اینکه بار دیگر تقاضا توسط شرکت های چین افزایش پیدا کند در غیر این صورت عمق رکود اقتصاد جهانی به بازار سرمایه ایران هم کشیده می شود.
او با بیان اینکه افزایش قیمت گاز روی قیمت محصولات اثر منفی زیادی می گذارد، اظهار کرد: شاید اثر افزایش قیمت سوخت روی کالاها در کوتاه مدت خیلی در معاملات بازار سرمایه آشکار نباشد اما تا زمانی که حفظ قیمت بالای انرژی در یک بازه زمانی باعث افزایش هزینه تمام شده کالاها می شود که در نهایت روی قیمت تمام شده کالاها تاثیر می گذارد و در نهایت معادله عرضه و تقاضا به هم می خورد و این مساله به کاهش گردش نقدینگی و حتی حاشیه سود شرکت چه عواملی روی بورس اثر دارد؟ ها می انجامد.
یکی از مهمترین ریسک های که هم اکنون بازار سرمایه را تهدید می کند پیش نویس لایحه بودجه ای است که قرار است بر کسری بودجه هنگفتی بنا شود که در سال های اخیر همواره اثرات آن بر اقتصاد و بازارهای مالی نمایان بوده است.
عواملی که روی نوسانات بازار سرمایه تاثیر می گذارد
یک کارشناس اقتصادی با نگاهی به عواملی که می تواند روی نوسانات بازار سرمایه تاثیر بگذارد به خبرنگار بازار گفت: در حالی که تورم در کشور روندی صعودی دارد رکود هم عمیق تر شده است و این روی معاملات نمادها در بازار سرمایه اثر گذاشته است، هرچند بسیاری از سهامداران انتظار رشد بازار تحت تاثیر این فاکتور هستند اما به دلیل اینکه بورس اثر رشد تورم را در سال های گذشته یعنی در سال ۹۸ و ۹۹ پیشخور کرده هم اکنون واکنشی نسبت به تورم ندارد.
دولت با کسری بودجه مواجه است و برای تامین منابع مالی خود استقراض دولت از صندوق توسعه ملی و بانک ها همچنان یک ریسک جدی است و این بخش می تواند به شدت تورم زا باشد، زیرا اثری بر گردش مالی بخش مولد اقتصادی ندارد
جواد صلاحی با بیان اینکه عدم توافق برجام همچنان به عنوان یک ریسک وجود دارد، افزود: در بخش بنیادی هم چالش های جدی همچون محدودیت های بانکی برای صادرات و تامین مواد اولیه خارجی وجود دارد و همچنین با قیمت گذاری دستوری اثر این تحریم ها بر شرکت های تولید تشدید شده است، از این رو تا افزایش حاشیه سود شرکت ها رخ ندهد همچنان بازار در حالت رکودی باقی می ماند.
او با تاکید بر اینکه بودجه سال آینده هم می تواند ریسک های جدی برای بازار سرمایه باشد، گفت: دولت با کسری بودجه مواجه است و برای تامین منابع مالی خود استقراض دولت از صندوق توسعه ملی و بانک ها همچنان یک ریسک جدی است.
صلاحی با اشاره به اینکه بخشی از هزینه های استقراضی دولت برای هزینه های جاری است، گفت: این بخش می تواند به شدت تورم زا باشد، زیرا اثری بر گردش مالی بخش مولد اقتصادی ندارد، در حالی که اگر این اعتبارات برای پروژه های عمرانی هزینه شود در بلند مدت می تواند به اقتصاد کشور کمک کند.
صلاحی با اشاره به اینکه در حال حاضر تورم در ۱۹۰ کشور دنیا کنترل شده است، گفت: نوسانات تورمی در سال های گذشته نشانه سوءمدیریت بوده به همین دلیل مجلس باید راهکارهای ضد تورمی در بودجه ارائه دهد، حال با توجه به اینکه نسبت بدهی کشور به جی چه عواملی روی بورس اثر دارد؟ دی پی پایین است، امکان مدیریت تورم با استفاده از اوراق بدهی وجود دارد.
او با تاکید بر اینکه نسبت بدهی به جی دی پی ایران نسبت به کشورهای پیشرفته همچون ژاپن بسیار پایین تر است به همین دلیل امکان افزایش نسبت بدهی به جی دی پی کشور وجود دارد، گفت: دولت باید از طریق اجرای پروژه های عمرانی فشارهای تحریم ها بر روی شرکت های کامودیتی محور و . را کاهش دهد، هرچند نباید نقش مجلس در کنترل تورم را نادیده گرفت، زیرا در سال های گذشته سیاست های که در کشور اجرا شده نه تنها در کنترل تورم موثر نبوده اند بلکه به نوعی به سرمایه مردم هم آسیب وارد کرده است
این اقتصاددان با تاکید بر اینکه باید مشکلات ناشی از پایه پول و خلق پول در کشور بررسی و مورد ارزیابی قرار گیرد، گفت: وقتی بانک ها تسهیلات کلانی را به افراد و شرکت های زیر مجموعه ارائه داده اند اما اقساط آنها پرداخت نشده اثرات آن تنها برای بانک نیست بلکه به دلیل افزایش پایه پولی کشور و خلق نقدینگی تورمی بر اقتصاد تحمیل شده که فشار آن بر تمام بازارها نمایان شده است.
تاثیرات نرخ بهره بر بازار سهام
نرخ بهره برای اکثر مردم مهم است و همچنین میتواند در بازار سهام تاثیرگذار باشد، اما چرا؟ در این مقاله به ارتباط بین نرخ بهره با بازار سهام و اینکه چگونه ممکن است بر زندگی ما تاثیر بگذارند، پرداخته میشود.
بهره در واقع هزینهای است که فرد در قبال استفاده از پول فرد دیگری به وی می پردازد. خانوارها با این مفهوم بهخوبی آشنا هستند، آنها باید برای خرید خانه از بانک وام رهنی دریافت کنند و در عوض بهره آن را بپردازند. دارندگان کارتهای اعتباری نیز این مفهوم را خوب میدانند، آنها پول را به صورت کوتاهمدت قرض میگیرند و به وسیله آن خرید خود را انجام میدهند. اما زمانی که صحبت از بازار سهام و تاثیر نرخ بهره می شود شرایط فرق میکند.
نرخهای بهره در واقع همان هزینههای هستند که بانکها برای استقراض پول از بانک مرکزی متحمل میشوند. چرا این ارقام مهم هستند؟ بانک مرکزی توسط این نرخها سعی در کنترل تورم دارد. تورم، ناشی از تقاضا زیاد و یا عرضه کم است که سبب افزایش قیمتها می شود. بانک مرکزی با اثر گذاری بر مقدار پول در دسترس، می تواند تورم را کنترل کند. در حقیقت با افزایش نرخ بهره بانک مرکزی عرضه پول را کم میکند و به نوعی دسترسی به آن را گرانتر میکند.
هنگامی که بانک مرکزی نرخ بهره را افزایش می دهد، این اقدام تاثیر آنی بر بازار سهام نمیگذارد. در عوض تاثیر مستقیمی بر بانکها برای وام گرفتن از بانک مرکزی میگذارد. اولین اثر غیرمستقیم افزایش نرخ بهره این است که بانکها نرخهای بهره را برای مشتریان افزایش میدهند. افراد برای گرفتن وام رهنی و کارتهای اعتباری تحت تاثیر این افزایش قرار میگیرند، به خصوص اگر از نرخهای بهرهی شناور استفاده کنند. این اقدام بر مقدار پولی که مردم می توانند خرج کنند اثر میگذارد. علاوه بر این، افراد همچنان باید قبوض را پرداخت کنند وقتی این قبوض گرانتر میشوند، پول کمی از درآمد خانوارها باقی میماند. این بدین معناست که خانوارها محتاطانه تر خرج می کنند. به همین علت، شرکتها بهصورت غیرمستقیم ازعکس العمل مشتریان در برابر کاهش نرخ بهره تاثیر میگیرند. اما افزایش نرخ بهره بهصورت مستقیم بر شرکتها نیز تاثیر میگذارد. آنها باید برای گسترش فعالیتهای عملیاتی خود باید از بانکها وام بگیرند. وقتی بانکها استقراض را گرانتر میکنند، شرکتها شاید دیگر نتوانند به مقدار زیاد وام بگیرند و مجبور هستند تا بهره بالاتری پرداخت کنند. هنگامی که شرکتها کمتر هزینه می کنند کمتر رشد خواهند کرد که این امر سبب کاهش سود آوری آنها نیز می شود.
همانطور که گفته شد تغییر در نرخ بهره بر شرکتها و مردم اثر میگذارد، اما علاوه بر آن بر بازار سهام نیز تاثیر میگذارد. یکی از راههای ارزشگذاری شرکتها، جمع ارزش فعلی جریانات نقد آتی شرکتها است. برای بدست آوردن قیمت سهام، مجموع ارزش فعلی جریانات نقد آتی بر تعداد سهام موجود تقسیم میشود. نوسانات قیمت سهام نشان دهنده انتظارات سرمایهگذران زمانهای مختلف از شرکت دارند. به خاطر این تفاوتها سرمایه گذاران تمایل دارند که در قیمتهای متفاوت سهمی را بخرند یا بفروشند.
اگر تصور شود که شرکت در آینده رشد و یا سود کمتری خواهد داشت (در اثر بهره بالا بدهی و یا درآمد کم) مقدار جریانات آتی آن کاهش یافته و در نتیجه قیمت سهامش کاهش می یابد. اگر قیمت سهام بسیاری از شرکتها کاهش پیدا کند، کل بازار و شاخصهایی از قبیل داو جونز و اس اند پی افت می کنند.
برای بسیاری از سرمایه گذاران افت قیمت سهام و بازار خوشایند نیست. سرمایه گذاران تمایل دارند ارزش سرمایهگذاری آنها افزایش یابد که این افزایش ارزش میتواند ناشی از افزایش قیمت سهام، دریافت سود تقسیمی و یا هر دو این موراد است. با انتظار رشد کم وجریانات نقد آتی کمتر، سرمایه گذاران رشد قیمتی مورد انتظار خود را دریافت نخواهند کرد و این باعث میشود تا سرمایه گذاری در سهام برای آنها جذاب نباشد. بهعلاوه، سرمایهگذاری در سهام از سایر سرمایهگذاریها ریسک بیشتری دارد. هنگامی که بانک مرکزی نرخ بهره را افزایش میدهد، اوراق بهادار دولتی مانند اوراق خزانه که سرمایهگذاریها مطمئنتری هستند را پیشنهاد می کند. به عبارت دیگر، نرخ بازده بدون ریسک افزایش مییابد و این سرمایهگذاریها را جذابتر می کند. هنگامی که افراد در سهام سرمایهگذاری میکنند، توقع دارند چه عواملی روی بورس اثر دارد؟ در ازای قبول ریسک، پاداش بگیرند و نرخ بازده سرمایهگذاری از نرخ بازده بدون ریسک بیشتر باشد. بازده مورد انتظار سرمایهگذاری در سهام برابر است با نرخ بازده بدون ریسک بهعلاوهی صرف ریسک. افراد مختلف، بسته به میزان ریسک پذیری و شرکتی که در آن سرمایهگذاری میکنند، انتظار بازدههای متفاوتی دارند. در اصل، هرچه نرخ بازده بدون ریسک افزایش یابد، بازده مورد انتظار سرمایهگذاری در سهام نیز افزایش مییابد، به همین خاطر اگر صرف ریسک مورد انتظار کاهش یابد در حالی که بازده ثابت باشد و یا کاهش یابد، سرمایه گذاران سهام را پر ریسک دانسته و جای دیگری سرمایهگذاری می کنند.
تغییر در نرخ بهره تاثیر گستردهای بر اقتصاد می گذارد. وقتی که نرخ بهره افزایش می یابد، مقدار پول در گردش کاهش مییابد و در نتیجه تورم کاهش مییابد، همچنین وام گرفتن گرانتر میشود و این عامل نیز بر مردم و شرکتها نیز تاثیر میگذارد، به گونهای که هزینهها افزایش و درآمدها کاهش مییابد. در نهایت، افزایش نرخ بهره باعث میشود بازار سهام جذابیت خود را برای سرمایه گذاران از دست بدهد.
به خاطر داشته باشید که تمامی این عوامل و نتایج آنها به هم وابسته هستند. آنچه در بالا شرح داده شد را نمیتوان مستقل از سایر عوامل در نظر گرفت، نرخ بهره تنها عامل اثر گذار بر قیمت سهام نیست و عوامل بسیاری بر تغییرات قیمت سهام موثر هستند و تغییر نرخ بهره تنها یکی از این عوامل است. بنابرین نمیتوان با قطعیت گفت که افزایش نرخ بهره توسط بانک مرکزی همیشه اثر منفی بر بازار میگذارد.
عوامل موثر بر بازار چیست؟/ پیش بینی بازار فردا
یک کارشناس بازار سرمایه در مورد بازار فردا گفت: به نظر میرسد روند مشابه امروز باشد یعنی بازار توان مدیریت آن را دارد و مجدد به روند مثبت بازمیگردد.
صدای بورس_ حسین حریریان؛ بازار سرمایه چند روزی که حالت تعادل به خود گرفته و گویی وعده ثبات بازار که کارشناسان وعده آن را میدادند در حال تحقق است.
سیما فریادرس، مدیر تحلیل کارگزاری امین آوید گفت: در روز جاری همانند انتظارها بعد از چند روز صعود بازار روزی منفی به خود دید و کار خود را با فشار فروش آغاز کرد اما ادامه دار نبود و در همان ابتدا با افزایش تقاضا در گروه خودرو روند بازار از منفی به مثبت تغییر کرد.
وی با اشاره به اینکه بازار بعد از تغییر روند به جبران ریزش پرداخت،گفت: بازار در نهایت با رشدی ۴ هزار و ۷۰۰ واحدی به کار خود پایان داد و در مجموع روز خوبی پشت سر گذاشت، در چه عواملی روی بورس اثر دارد؟ معاملات امروز گروه پتروشیمی و سرمایهگذاری بیشترین اقبال را داشتند و گروه بانکی و پالایشی بیشترین خروج نقدینگی حقیقی را تجربه کردند.
عوامل موثر بر بازار چیست؟
فریادرس با شمردن عوامل تاثیر گذار بر بازار سرمایه تشریح کرد: ثبات نرخ ارز، گزارشهای ماهانه، وضعیت بنیادی خوب در شرکتها، خوشبینی به دولت جدید و رکود در بازارهای موازی از عوامل موثر بر روند صعودی بازار هستند.
این کارشناس بازار عنوان کرد: البته باید توجه داشت روند صعودی بازار قرارا نیست هر روزه باشد همانطور که بازار با فشار فروش آغاز شد و با فشار خرید نیز به کار خود پایان داد.
وی در مورد بازار فردا چنین گفت: برای فردا به نظر میرسد که روند مشابه امروز باشد و احتمالا بازار کار خود را با فشار عرضه شروع میکند اما معاملات امروز نشانگر این موضوع بود که بازار توان مدیریت آن را دارد و مجدد به روند مثبت بازمیگردد.
بیشتر بخوانید:
فریادرس ادامه داد: با توجه به ارزش و حجم معاملات که عدد خوبی را ثبت کردند و همچنین ارزش صفوف خرید که به بالایی هزار میلیارد تومان رسیده و نسبت به ترند نزولی بازار عدد خوبی است در کوتاه مدت میتوان روند بازار را تا حدودی صعودی پیشبینی کرد، در صورتی که عوامل دیگر دخیل نباشند و همه موارد در ثبات قرار بگیرد.
قیمت جهانی طلا به چه عواملی بستگی دارد | ۷ عامل اساسی
امروزه همه به دنبال طلا هستند، نه صرفاً برای سرمایهگذاری و استفاده به عنوان یک جواهر زینتی، بلکه در تولید دستگاههای الکترونیکی و پزشکی هم از آن استفاده میشود. قیمت جهانی طلا تا ماه مارس ۲۰۲۰، حدوداً هر اونس آن با قیمت ۱۶۲۵ دلار معامله میشد که این رقم در مقایسه با ۵۰ سال گذشته، بیش از پنج برابر شده است. در این مقاله قصد داریم تا شما را با عوامل تاثیرگذار با قیمت جهانی طلا آشنا کنیم، با ما همراه شوید:
ارزش دلار ایالات متحده آمریکا
قیمت طلای جهانی عموماً رابطه عکس با ارزش دلار ایالات متحده آمریکا دارد. با ثابت ماندن سایر شرایط تاثیرگذار، یک دلار ایالات متحده قویتر قیمت طلای جهانی را در وضعیت پایینتر و کنترلشدهتر قرار میدهد و یک دلار ضعیفتر، موجب افزایش قیمت طلای جهانی با افزایش سطح تقاضا خواهد شد (چون وقتی دلار ضعیف باشد، طلای بیشتری میتوان خریداری کرد).
تقاضای جهانی طلا برای جواهرات زینتی و مصارف صنعتی
در سال ۲۰۱۹، نیمی از تقاضای مربوط به جواهرات را طلا با بیش از ۴۴۰۰ تن بنابر گزارشات شورای طلای جهانی تشکیل میداد. هند، چین و ایالات متحده از بزرگترین مصرفکنندگان طلا برای جواهرات هستند.
۷.۵ درصد دیگر از تقاضای مربوط به طلا به استفادههای صنعتی و فناورانه از طلا برای تولید دستگاههای پزشکی همچون استنت و دستگاههای دقیق الکترونیکی مانند واحدهای GPS برمیگردد.
ازینرو، قیمت جهانی طلا تحت تاثیر شکل سادهای از نظریه عرضه و تقاضا قرار میگیرد؛ زمانیکه تقاضا برای کالاهای مصرفی همچون جواهرات و لوازم الکترونیکی افزایش پیدا کند، قیمت جهانی طلا افزایش پیدا میکند.
محافظت از ثروت
در زمانهای عدم اطمینان و ثبات در شرایط اقتصادی، همچون دوران رکود اقتصادی، مردم به خاطر شرایط آشفته موجود بیشتر به سرمایهگذاری در حوزه طلا روی میآورند. طلا اغلب یک پناهگاه امن برای سرمایهگذاران در دوران نابسامانیهای اقتصادی محسوب میشود. زمانیکه بازدههای واقعی یا موردانتظار اوراق قرضه و سایر انواع سهام و املاک و مستغلات سقوط میکنند، تمایل به سرمایهگذاری در طلا زیاد شده و قیمت جهانی طلا بالا میرود.
تقاضای سرمایهگذاری
صندوقهای تجاری ارزی که طلا را ذخیره میکنند و به پشتوانه آن سهام برای سهامداران صادر میکنند، متقاضی طلا برای سرمایهگذاری هستند. صندوق طلای SPDR (GLD) بزرگترین نگهدارنده در اواخر سال ۲۰۱۹ با داشتن ۹۱۵ تن طلا بوده است. در کل، خرید به دلایل مختلف سرمایهگذاری ۲۵ درصد از تقاضای طلا را تشکیل میدهد. با افزایش این سطح تقاضا، قیمت طلای جهانی هم زیاد میشود.
تولید طلا
تولید طلا در سال ۲۰۱۰، ۲۴۰۰ تن بود و در سال ۲۰۱۸ در سطح جهان به مقدار ۳۵۰۰ تن رسید. علیرغم این افزایش میزان تولید طلا در یک بازه زمانی ۱۰ ساله، از سال ۲۰۱۶ به این طرف استخراج طلا تغییر چندانی نداشته است. چون دیگر طلا به آسانی استخراج نمیشود و معدنکاران باید برای دسترسی به ذخایر طلای باکیفیت بیشتر معادن را حفر کنند. به خاطر چالشبرانگیز بودن دسترسی به طلا، مشکلات بسیاری ایجاد شده و هزینه بیشتری برای دسترسی به طلای کمتر باید خرج شود. این مسئله بر هزینه استخراج طلا اضافه کرده و منجر به افزایش قیمت طلای جهانی میشود.
سیاستهای پولی فدرالرزرو
سیاست پولی اتخاذشده از سوی فدرالرزرو بیشترین تاثیرگذاری بر قیمت طلای جهانی را دارد که به آن هزینه فرصت میگویند. هزینه فرصت به معنای رهاکردن سود در یک سرمایهگذاری زودبازده جهت کسب سود بیشتر در یک سرمایهگذاری بلندمدت دیگر است.
با پایین بودن نرخ بهره، بازده اوراق قرضه کمتر از نرخ تورم خواهد بود و این زیانبار است و در این شرایط طلا برای سرمایهگذاران جذاب میشود. با افزایش یافتن نرخ بهره، سود حاصل از اوراق قرضه افزایش یافته و طلا جذابیت کمتری برای سرمایهگذاران پیدا میکند.
اگر کمیته بازار آزاد فدرال در گزارشهای جلسات سالانه خود، تصمیماتی در مسیر افزایش نرخ بهره در آینده بگیرد، قیمت طلای جهانی به آن واکنش نشان میدهد و کاهش پیدا میکند. و اگر این کمیته باورش بر پایداری نرخها باشد، قیمت طلای جهانی روند صعودی پیدا خواهد کرد.
دادههای اقتصادی
دادههای اقتصادی همچون گزارشهای مربوط به نرخ اشتغالزایی، دستمزد، تولید و نیز اطلاعات مربوط به رشد تولید ناخالص داخلی بر سیاستهای پولی فدرالرزرو تاثیرگذار بوده و موجب جهتدهی به قیمت طلای جهانی میشود. در کل، کاهش نرخ بیکاری، توسعه تولید و رشد تولید ناخالص داخلی بیش از دو درصد در آمریکا، باعث کاهش قیمت طلای جهانی و برعکس، افزایش نرخ بیکاری، تضعیف دادههای مربوط به بخش تولید و رشد تولید ناخالص داخلی فدرالرزرو را به سوی سناریوی کاهش نرخ بهره سوق داده و منجر به افزایش قیمت طلای جهانی میشود.
در این مقاله ما شما را با عوامل تاثیرگذار بر قیمت جهانی طلا همچون ارزش دلار ایالات متحده، تقاضای جهانی در مصارف صنعتی و جواهرسازی، تقاضای سرمایهگذاری، تولید طلا، سیاستهای پولی فدرالرزرو و دادههای اقتصادی آشنا کردیم. اگر از علاقمندان به سرمایهگذاری در عرصه طلا و جواهرات هستید و سوالی در این زمینه دارید، میتوانید به سایت عصر اقتصاد مراجعه کنید همچنین میتوانید در بخش نظرات، پرسشهایتان را مطرح نمایید.
چه عواملی روی بورس اثر دارد؟
مشاوره رایگان
برای دریافت مشاوره در مورد چگونگی عضویت در صندوق و شرایط سبد های مختلف کافیست عدد 2 را به سامانه زیر پیامک کنید.
- 02191004770
- [email protected]
- تهران، خیابان بهشتی، پلاک 436، طبقه 4، واحد 15
خانه / سرمایه گذاری و بورس / تورم چیست؟ همه چیز درباره تورم، اثرات و عوامل موثر در آن
تورم چیست؟ همه چیز درباره تورم، اثرات و عوامل موثر در آن
به گوش هر ایرانی حداقل یکبار کلمه تورم رسیده، با این حال در این میان افرادی هستند که با معنا و مفهوم آن آشنایی کامل ندارند هدف ما از انتشار این مقاله این است که بگوییم تورم چیست و چه عواملی بر آن تاثیر می گذارد.
تورم آثار و تبعات مثبت و منفی به دنبال دارد اما به نفع گروههای پردرآمد و به ضرر گروههای فقیر و کمدرآمد جامعه است و از قدرت خرید افراد کم درآمد می کاهد. در واقع تورم همچنین هزینههای عمومی دولت را افزایش داده و در نتیجه دولت را مجبور به افزایش کسب درآمد یا استقراض از بانک مرکزی میکند که با این کار ضربات جبرانناپذیری به اقتصاد کشور وارد می کند.
با ما همراه باشید در ادامه به بررسی تورم چیست؟ و همچنین مهمترین عوامل بروز تورم در ایران و رابطه تورم با بورس، ریشه ها و انواع تورم و … می پردازیم.
تورم چیست؟
تورم به زبان ساده عبارت است از افزایش دائم و بی رویه سطح عمومی قیمت کالاها و خدمات که در نهایت باعث کاهش قدرت خرید و نابسامانی اقتصادی میشود.
نرخ تورم (The inflation rate) برابر است با تغییر در یک شاخص قیمت که معمولا شاخص قیمت مصرف کننده است. از گذشته تا کنون، بالا و پایین رفتن نرخ تورم با واکنش سریع افکار عمومی مواجه بوده است به همین دلیل است که دولتهای مختلف بر تلاش در کاهش نرخ تورم، تاکید دارند.
بررسی اثرات تورم
در هر جامعه ای تورم آثرات منفی را به دنبال خود دارد که در این بخش به بررسی این آثار می پردازیم.
تورم سریع و مدت دار به هم ریختگی بافتهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه را به همراه دارد و از کارکرد موثر و مفید نهادهای قانونگذار و سیاستگذار و همچنین مدیریت جامعه جلوگیری مینماید.
همچنین سبب ایجاد بیعدالتیهای اجتماعی و اقتصادی ناخواستهی بسیار میگردد و در نهایت ثبات سیاسی و اقتصادی کشور را به خطر میاندازد.
همچنین در شرایطی که نرخ تورم رو به رشد است، قیمت نسبی کالاها و خدمات صادراتی کشور در بازارهای صادراتی افزایش و قیمت نسبی کالاها و خدمات وارداتی به کشور کاهش مییابد.
در صورت نبودن کنترل تجارت خارجی، این امر باعث کاهش صادرات و افزایش واردات میگردد. رویههای معمول کسب و کار و تجارت در چه عواملی روی بورس اثر دارد؟ اثر تورم دچار تغییرات فراوانی میشود و این موضوع، اختلالات زیادی در تولید و مبادله ایجاد میکند.
*در شرایط تورمی بخش مهمی از وظایف قانونگذاری به اجبار از ارگانهای مسؤل سلب و بصورت ناخواستهای به عهده تورم گذاشته می شود.
بررسی رابطه تورم با بورس ایران
تورم، با قیمت سهام و شاخص قیمت سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، رابطه معنی دار و معکوس و با شاخص کل قیمت بورس تهران، رابطه معنی دار و مستقیم دارد. در واقع وقتی تورم زیاد شود، بر نرخ بازده اثر منفی گذاشته و شاخص بالاتر می رود اما بعد با کاهش شاخص بازار سرمایه رو برو خواهد شد.
تورم موجب بیاعتباری برنامهریزی و بودجهبندی بلندمدت شرکتها میشود. زیرا هزینهها و درآمدهای پیشبینی شده غالبا تفاوت فاحشی با عملکرد خواهند داشت. بنابراین، شرکت ناتوان در برنامهریزی و تعیین هدف خواهد شد و به روزمرگی دچار میشود. همچنین بیبرنامگی موجب معوق ماندن پروژهها و طرحها خواهد شد.
از این رو شرکتها همچون افراد به سمت سرمایهگذاریهای زودبازده تجاری و دلالی گرایش مییابند. به هر ترتیب، همانگونه که گفته شد، تورم آثار متفاوتی بر اقتصاد و بازار سرمایه دارد. از برخی جهات موجب کاهش ارزش شرکتها و برخی جوانب آن موجب افزایش قیمت سهام شرکتها میشود.
نرخ بهره بدون ریسک شامل نرخ بهره واقعی و صرف تورم است. صرف تورم بخشی از نرخ بهره است که در اثر تورم، نرخ بهره را افزایش میدهد. از این رو، افزایش نرخ تورم باعث افزایش نرخ بهره بدون ریسک و کاملا افزایش هزینه سرمایه شرکتهای بورسی میشود. بنابراین، تورم از طریق هزینه سرمایه به شرکتها منتقل میشود و موجب کاهش سودآوری شرکتها میشود.
ریشههای تورم کدامند؟
دیدگاه کینزی دو دلیل عمده برای تورم ذکر میکند: کاهش عرضه کل یا افزایش تقاضای کل(Monetarist) دیدگاه پولگرایان رشد عرضه پول مازاد چه عواملی روی بورس اثر دارد؟ بر رشد اقتصادی را عمدهترین دلیل تورم میداند. به عبارت دیگر، تورم تناسب نداشتن حجم پول در گردش با عرضه خدمات و کالاهاست.
تقریبا تمام اقتصاددانها این نکته را قبول دارند که تورم پایدار و دراز مدت ریشهای جز عرضه پول و افزایش نقدینگی ندارد. هر چه میزان تورم بیشتر شود، قدرت خرید یک واحد پول کمتر میگردد.
بانکی، بهواسطه خلق مداوم پول جدید و رشد مستمر نقدینگی، دو ریشه اصلی تورم مزمن و بیثباتی اقتصاد کلان در اقتصاد ایران است.
بررسی انواع تورم
- تورم خزنده (آرام یا خفیف) : به افزایش ملایم قیمتها گفته میشود. در تورم خفیف, افزایش قیمت بین ۴ تا ۸ درصد در سال ذکر شده است.
- تورم شدید (تورم شتابان یا تازنده) : در این نوع تورم آهنگ افزایش قیمتها تند و سریع است. براى تورم شدید, ۱۵ تا ۲۵ درصد در سال را نوشته اند.
- تورم بسیار شدید ( تورم افسار گسیخته، فوق تورم و ابر تور) : این نوع تورم شدیدترین حالت تورم به شمار مى رود. معیار تورم بسیار شدید را ۵۰ درصد در ماه یا دو برابر شدن قیمتها در مدت شش ماه و … بیان کرده اند.
تورم از دیدگاه تقاضا
عدم تعادل بین تقاضا و عرضه شده و در نتیجه منجر به افزایش سطح عمومی قیمتها گردیده است. یکی از ریشههای تورم نبود تعادل میان درآمدها و هزینههای دولت است. به این ترتیب که وقتی هزینههای دولت از درآمدهای آن در بودجه سالانه بیشتر باشد، دولت با کسری بودجه مواجه میشود.
اگر دولت برای حل مشکل کسری بودجه اقدام به استقراض از بانک مرکزی یا فروش درآمدهای ارزی (مثلاً حاصل از فروش نفت) به بانک مرکزی کند، پایه پولی و به دنبال آن نقدینگی کل در اقتصاد افزایش مییابد که این افزایش نقدینگی آثار تورمی به دنبال خواهد داشت.
بررسی تورم از دیدگاه عرضه
تولیدات داخلی : با اجرای سیاست های کنترلی در سال ۱۳۷۴ و برقراری ثبات نسبی در بازار، اقتصاد کشور با افزایش تولید ناخالصی داخلی و زیر بخشهای آن (صنعت و معدن، کشاورزی، نفت و خدمات) روبرو شد.
طی سالهای ۷۸-۷۶ تحت تأثیر کاهش شدید درآمدهای ارزی تولید کاهش یافت. در طی سالهای۸۲-۱۳۷۹ تولید از رشد قابل ملاحظهای تحت تأثیر افزایش درآمدهای ارزی قرار گرفت و این امر افزایش عرضه و کاهش تورم را به دنبال داشته است.
واردات : از نارسائی های مربوط به عرضه، وابستگی به مواد و قطعات منفصله وارداتی در بخش صنعت و معدن می توان اشاره کرد، لذا بر این اساس تراز ارزی بخش صنعت و معدن منفی بوده و متکی به ارز حاصل از فروش نفت می باشد، این نارسایی بخش صنعت و معدن را شدیداً در برابر نوسانات قیمت و فروش نفت آسیب پذیر می کند.
وجود ظرفیت خالی در بخش تولید، باعث افزایش هزینههای سربار شده و در نتیجه افزایش هزینه تمام شده تولیدات صنعتی و معدنی می گردد.
ضعفهای ساختاری منجر به ایجاد محدودیت عرضه در بخش تولید می گردد که این محدودیت ها عبارت اند از :
- پایین بودن سهم سرمایه گذاری بخش خصوصی
- بالا بودن قیمت محصولات صنعتی
- پایین بودن سهم صادرات در کل صادرات کشور
- ناچیز بودن سرمایه گذاری خارجی
انتظارات تورمی
زمانی که مردم طبق تجربیات خود و یا بر اساس مشاهدات بازار پیش بینی کنند که در آینده نزدیک قیمتها افزایش پیدا خواهند کرد، میزان هزینه و خرید های خود را افزایش می دهند.
از طرفی تولیدکنندگان و فروشندگان از فروش و عرضه کالاها خود به امید افزایش قیمت در آینده خودداری می کنند، مشخص است که در این صورت با این سیاست، عرضه و تقاضا اثر مستقیم بر قیمتها خواهد داشت و موجب افزایش تورم می شود.
تورم از دیدگاه ساختاری
یکی از علتهای ریشهای تورم، رشد نامتعادل بخشهای اقتصادی کشور می باشد بطوری که توسعه سریع یک بخش و تحولات ناشی از آن موجب پیدایش عدم تعادل و ایجاد ناهماهنگی بین سایر بخشهای دیگر اقتصادی میشود.
دلایل بنیادی از جمله : کسر بودجه دولت، عدم تعامل بین بخشهای مختلف اقتصادی، وابستگی بخش تولید به درآمدهای نفتی، نارسایی در سیستم حمل و نقل کشور، مشکلات ارزی و… موجب رشد سطح عمومی قیمت ها شده که در آخر افزایش نرخ تتورم را به همراه دارد.
بررسی تاثیر پس انداز بر تورم
شاید برایتان جالب باشد که نرخ پس اندازه پایین بتواند بر افزایش نرخ تورم یک جامعه تاثیر بگذارد بطور خلاصه، پس انداز به دو شخص زیر می تواند بر تورم تاثیر بگذارد :
- نرخ پس انداز پائین به ویژه کاهش در پس انداز دولت، باعث افزایش نرخ تورم میگردد.
- اگر نرخ تورم بالا باشد، آثار نامطلوبی بر ثبات اقتصادی کلان کشور و به ویژه نرخ تسهیلات داشته و منجر به کاهش نرخ پس انداز میگردد.
با کاهش نرخ رشد اقتصادی و به دنبال آن افزایش نرخ تورم در سالهای (۷۸-۱۳۷۰) نرخ پس انداز کاهش یافته است.
عدم ثبات قیمت ها در تمام این سالها و سالهای بعد، اثر نامطلوبی بر ثبات اقتصادی کلان کشور و انتظارات مردم نسبت به آینده داشته است که در نتیجه این شرایط منجر به کاهش نرخ پس انداز شده است.
حتی در بعضی از سالها نرخ رشد پس انداز منفی بوده و دلیل عمده آن افزایش هزینههای استهلاک ناشی از افزایش نرخ ارز و نرخ بالای فرسودگی ماشین آلات سرمایهای می باشد، دیگر آثار مهم کاهش پس انداز بر سطح سرمایه گذاری است که موجبات افزایش تقاضا و بالطبع افزایش سطح عمومی قیمت ها شده است.
نرخ ارز چه تاثیری بر تورم دارد؟
اثر تغییرات نرخ ارز بر سطح قیمت ها و تورم متأثر از سیاست های اقتصادی کلان کشور است. اگر افزایش نرخ ارز توأم با اجرای سیاست های انبساطی مالی و پولی باشد، موجب تشدید و فشار تورم خواهد شد.
و اگر افزایش نرخ ارز با اجرای سیاست های انقباضی مالی و پولی همراه باشد، آثار قابل ملاحظه ای بر تورم و نیز بر سطح عمومی قیمت ها نخواهد داشت. اما اعمال سیاست یکسان سازی هم بر تورم و هم بر سطح عمومی قیمتها تأثیر گذار است.
بررسی تاثیر نرخ سود تسهیلات بر نرخ تورم
بانک ها به عنوان یک بنگاه اقتصادی دغدغه هایی تحت عنوان تسهیل سود از طریق واسطه گری مالی و انجام خدمات مالی واگذار شده دارند.
بانکها برای رسیدن به سود مورد انتظار خود و جبران سود تعهد شده در قبال سپرده گذاران پرداخت غیر متعارف سود بین ۷-۱۸ درصد و اخذ سود تسهیلات از بخشهای مختلف اقتصادی را بین ۵/۱۳-۲۱ درصد اعمال می نمایند.
در صورتیکه پرداخت چنین سود سپرده ای، در هیچ یک از کشورهای در حال توسعه یا صنعتی شده و یا کشورهای توسعه یافته صنعتی مشاهده نمیشود. حداکثر سود سپرده گذاران در کشورهای مذکور (۴ تا ۹/۱-) درصد می باشد.
با این سیاست کشورهای فوق تلاش دارند تا نقدینگی موجود در کشور را بسوی سرمایه گذاری های تولید سوق دهند.
در ایران بالا بودن نرخ سود تسهیلات و تورم، سبب شده است تا تولید کنندگان در بازارهای جهانی از قدرت رقابتی کمتری نسبت به رقبای خارجی خود برخوردار باشند. سپرده گذاری در ایران به دلیل ریسک کم و سود تضمین شده و استفاده از معافیت مالیاتی نمیتواند تابعی از نرخ تورم باشد.
در شرایط کنونی سپرده گذاران تقاضای افزایش نرخ سود را دارند، تا با محاسبه نرخ تورم سود بیشتری را نصیب خود نمایند.
از طرفی نیز تولید کنندگان نیز انتظار دارند تا نرخ سود تسهیلات از سوی بانکها کاهش داده شود تا هزینههای تولید کاهش یابد. یکی ازمسائل مهم غیر منطقی،(تعیین دستوری) نرخ سود تسهیلات و سپرده گذاری و همچنین سقف اعتبارات می باشد.
بدین ترتیب که شورای پول و اعتبار بدون توجه به عرضه و تقاضای بازار پول با در نظر گرفتن شاخص های کلان اقتصادی نظیر تورم، به اعتقاد خود با دیدگاه حمایت از بخشهای تولید، نرخ سود تسهیلات را تعیین می نمایند.
در حالیکه کاهش نرخ بهره بانکی می تواند به کاهش هزینههای تولید و در نتیجه کاهش تورم منجر شود اما این سیاست را شورای پول و اعتبار اعمال نمی نماید.
پس انتظار بخشهای مختلف تولید کشور در کاهش منطقی نرخ سود تسهیلات (یک رقمی) و حداقل متعارف با نرخ لایبر (Liber) برابر ۶ درصد است.
مهمترین عوامل تورم در ایران
۱. تأمین کسری بودجه از طریق استقراض دولت از بانک مرکزی و یا از طریق فروش درآمدهای ارزی حاصل از فروش نفت به بانک مرکزی باعث افزایش پایه پولی و نقدینگی میگردد و افزایش نقدینگی در افزایش سطح عمومی قیمتها (تورم) ظاهر میشود.
۲. عوامل ساختاری ناشی از عدم هماهنگیهای بخشی، تنگناهای زیرساختی و چسبندگی عرضه در بخشهای کلیدی مانند صنعت و کشاورزی که باعث کششناپذیری عرضه در این بخشها گردیده است؛ به طوری که در شرایط رشد سریع تقاضا، امکان افزایش متناسب وهمزمان عرضه وجود ندارد و منجر به تورم میشود.
یکی از راههای مهار تورم اتخاذ صحیح سیاستهای پولی مناسب است؛ یعنی رشد باثبات و پیشبینی شده حجم پول.
بسیاری از کشورها مانند کره جنوبی، مکزیک، نیوزیلند و انگلستان بااعمال سیاستهای پولی اصولی، موفق به کاهش تورم به ارقام یکرقمی (معمولاً زیر ۵ درصد) شدهاند که یکی از دلایل عمده آن استقلال بانک مرکزی در این کشورها برای پیشبرد سیاستهای پولی بوده است.
کمترین و بیشترین نرخ تورم از سال ۵۷ تا ۹۵ به این ترتیب است که، در دهه ۵۰ در سالهای ۵۷ و ۵۹، در دهه ۶۰ در سالهای ۶۴ و ۶۷، در دهه ۷۰ در سالهای ۷۹و ۷۴ در دهه ۸۰ در سالهای ۸۴ و ۸۷ تحقق یافته است.
در دو دهه اخیر یعنی دهه ۷۰ و ۸۰ شاهد فراز و نشیبهایی در نرخ تورم بودهایم، به این صورت که از سال ۷۰ روند صعودی تورم را با نرخ ۲۰.۷ درصد شاهد بودیم و این روند ادامه داشت تا اینکه در سال ۷۴ رکورد ۴۹.۴ ثبت شد که بالاترین نرخ رسمی تورم در کشور است.
از سال ۷۵ به بعد مجددا کاهش تورم را داشتیم تا اینکه در سال ۸۰ نرخ تورم به ۱۱.۴ درصد رسید. هر چند در سالهای ۸۱ تا ۸۳ نرخ تورم حدود ۱۵ درصد را تجربه کردیم ولی از سال ۸۴ به بعد نیز تورم به مرز ۱۰ درصد رسید اما افزایش آن را تا سال ۸۷ شاهد بودیم، به طوری که تورم در این سال به ۲۵.۴ درصد رسید.
آخرین و ششمین دوره افزایشی نرخ تورم هم به سال ۸۸ برمیگردد که از نرخ ۱۰.۸ درصد آغاز شد و در سال ۹۰ به نرخ ۲۱.۵ درصد رسید.
Compatible data.
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipis scing elit, sed do eiusmod tempor incididunt ut labore et dolore magna aliqua.
enim ad minim veniam quis nostrud exercita ullamco laboris nisi ut aliquip ex ea commodo consequat.
- Pina & Associates Insurance
- Payment at Contingency
- Amount of Payment
Two Most-Cited Reason
Consectetur adipiscing elit, sed do eiusmod tempor incididunt ut labore dolore magna aliqua. enim ad minim veniam, quis nostrud exercitation ullamco laboris nisi ut aliquip ex commodo consequat. duis aute irure dolor in reprehenderit in voluptate.
دیدگاه شما